الشيخ رسول جعفريان

1058

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

آن‌ها از حد تواتر ساقط شد و مذاهب عامه نيز بسيار شد و اين تميز نيز از دست رفت كه بدانند كدام خبر از روى تقيه است و كدام موافق حق ؛ و ديگر امورى كه ذكر آن لايق نيست ، اختلافات در شيعه بهم رسيد و هريك به موجب يافت خود از قرآن و حديث عمل مىنمودند و مقلدان متابعت ايشان مىكردند تا آن كه سى سال تقريبا قبل از اين فاضل متبحر مولانا محمد امين استرآبادى رحمة الله عليه مشغول مقابله و مطالعهء اخبار ائمهء معصومين شد و مذمت آراء و مقاييس را مطالعه نمود و طريقهء اصحاب حضرات ائمه معصومين را دانست فوايد مدنيه را نوشته ، به اين بلاد فرستاد ، اكثر اهل نجف و عتبات عاليات طريقهء او را مستحسن دانستند و رجوع به اخبار نمودند و الحق اكثر آنچه مولانا محمد امين گفته است حق است ، مجملا طريق اين ضعيف ، وسطى است ، ما بين افراط و تفريط و آن طريق را در روضة المتقين مبرهن ساخته‌ام به تدريج ؛ و ان شاء الله در اين شرح نيز مجملا ياد خواهم نمود و مجملش آن است كه از عالمى كه عارف شده باشد به طريقهء مرضيه اهل بيت سلام الله عليهم به كثرت مزاولت اخبار ايشان و جمع بين الاخبار ايشان تواند نمود و عادل باشد بلكه تارك دنيا عمل به يافت او مىتوان كرد بلكه واجب است عامى را عمل به يافت او كردن و در اين صورت ، عمل به قول او نكرده‌اند بلكه عمل به قول الله و فعل الرسول و قول الائمة المعصومين صلوات الله عليهم كرده‌اند . ( 1 / 45 - 48 ) [ در تاريخ اخبارى و اصولى ، پس از شرحى از فعاليت‌هاى شيخ صدوق مىنويسد : ] و چون متقدّمين علماى ما ارباب نصوص بودند ، عبارات روايات صحيحه را در كتب خود مىآوردند و به اين اعتبار ايشان را فقيه مىگفتند و بعضى از ايشان مثل محمد بن يعقوب كلينى تصرف در حديث متنا و سندا نمىكردند و هر روايتى را كه ترجيح مىدادند ، آن را در كتاب خود مىآوردند . و شيخ طوسى عليه الرحمة به التماس استادش شيخ مفيد عليه الرحمة تهذيب حديث را تصنيف نمود ، و هر حديثى كه در مراتب فقه و احكام دخل داشت از اصول اربعمائة انتخاب نمود و در هر مطلبى اكتفا به چند حديث از طرفين كرد و وجه جمع بين الاخبار را بيان نمود ، لهذا علماى بعد از شيخ به كتاب او راغب‌تر بودند و اعتماد بر آن بيشتر داشتند از اين جهت ، و كم متوجه كتابى ديگر مىشدند . بنابراين ، مرتبه به مرتبه كتب اصول [ حديث ] مهجور شد و الحمد لله رب العالمين ، الحال آنچه هست از كتب اصول كه متداول است و كسى كه تتبع حديث خوب بكند مىداند كه كسى به ضبط شيخ المحدثين محمد بن يعقوب كلينى نبوده است در ميان خاصه و عامه و بعد از او رئيس المحدثين محمد بن بابويه مصنّف اين كتاب [ من لا يحضر ] و بعد از ايشان شيخ الطائفة محمد بن حسن طوسى ؛ و وجه اعظم كه اكثر متابعت شيخ طوسى نمودند آن بود كه شيخ طوسى در فنون علوم يگانهء آفاق بود و در تفسير قرآن تبيان از اوست و كتب فقهى